مرتضى مطهرى
467
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آوردهايم به تدريج وارد فلسفهء اسلامى شده و نظر صاحبنظران را جلب كرده تا آنكه به صورت جدىترين و اساسىترين مسائل فلسفى در آمده به طورى كه يكباره سرنوشت فلسفه را در دست گرفته است . اين مسائل بيش از آن مقدار كه با منابع يونانى و غير يونانى ارتباط داشته باشد از طرفى از آراء و نظريات متكلمين و از طرف ديگر از عقايد و افكار عرفا سرچشمه گرفته و البته اين مسائل در نزد متكلمين يا عرفا حالت بسيط تر و سادهترى داشته و بعلاوه با روش صحيح عقلانى فلسفى تجزيه و تحليل نمىشده و بعداً كه وارد فلسفه شده مورد تجزيه و تحليلهاى حكيمانهء حكما واقع شده و صورت فلسفى به خود گرفته و نضج و كمال يافته تا آنكه در قرون اخيره به اين صورتى كه امروز هست در آمده . ما در همين مقاله پس از آنكه خود اين مسائل را توضيح و تشريح كرديم به كيفيت سير اين مسائل در ميان متكلمين و در ميان عرفا و سپس ورود آنها در فلسفه و تحولاتى كه در فلسفه راجع به اين مسائل رخ داده تا حدى كه متناسب با وضع اين كتاب است اشاره مىكنيم و مفتاحى به دست خوانندهء محترم مىدهيم . علت اينكه در فلسفهء جديد اروپايى اين مسائل به صورتى كه مفهوم حكماى مشرق زمين است مورد توجه واقع نشده و اگر احيانا مسائلى به اين اسماء نام برده مىشود صرفاً جنبهء اشتراك در لفظ و اسم دارد ولى از لحاظ معنا و مفهوم به كلى متباين است ( مثل اصالت وجود در اصطلاح قديم و جديد ) اين است كه رابطه فلسفهء اروپايى با فلسفهء اسلامى از منابع ده قرن پيش يا اندكى پيشتر يا بعدتر سرچشمه مىگيرد و در ده قرن پيش اين مسائل به اين صورت و كيفيت وجود نداشته است . خوانندهء محترم اگر با كتب علمى آشنايى كامل داشته باشد مىداند كه در قديم معمول چنين بود كه براى هر علمى مقدمهاى وضع مىكردند و در آن مقدمه سه مطلب را بيان مىكردند و آنها عبارت بود از بيان موضوع آن علم و تعريف آن و فايدهء آن ، و احيانا امور ديگرى نيز اضافه مىشد . اين عمل در تمام علوم و فنون از فلسفه و غيره جريان داشت و در مقدمه فلسفه ( علم كلى و فلسفه اعلى به اصطلاح آن زمان ) و احيانا در كتب منطق ( مانند منطق الشفا ) چند مطلب ديگر اضافه مىشد كه عبارت بود از :